یکی دی رفت، یکی بهمن

                                       
حیفم آمد‌ ‌با جوان مودبی چون محمدفلاح زرچوب لسکوکلایه عضو‌ باشگاه والیبال سایپای تهران مصاحبه کنم اما از بزرگ والیبالیست‌های لسکوکلایه شادروان حسین تیرداد و غلامرضا معتمدنیا یادی ننمایم. حسین تیرداد بزرگ والیبالیست لسکوکلایه بود و غلامرضا معتمد عاشق این رشته ورزشی. حسین پای بازیکنان زیادی را به زمین  لسکوکلایه کشاتد. او وقتی با قدرت هرچه تمامتر آبشار می‌کوبید بازار پایین محله لسکوکلایه جای سوزن انداختن نبود.

 به عشق حاج حسین و شاگردانش ؛ مسعود خانی پور، رضا و محمدحسن پور، احمد شفیعی، حمید و وحید تیرداد، وحید آبنوسی و حجت تیرداد بازیکنان بزرگ و تیم های قدرتمندی به لسکوکلایه می آمدند. دهنه سرسفید رود، کوی امام بندرکیاشهر، تیم های والیبال خزر و سردارجنگل آستانه اشرفیه که در زمان خودشان یلی بودند و...
 
 وقتی حاج حسین غزل خداحافظی سرداد و ساک خود را در بهمن سرد و بیرحم بست، والیبال لسکوکلایه هم رخت عزا پوشید و هرچه کوشید دیگرنتوانست سری بین سرها بلند نماید.

غلامرضا معتمدکه بسیاری از دوستان والیبالی او را «دایی غلام »صدا می کردند مرد مودب و خوش خلقی بود. دایی غلام از دوران نوجوانی و جوانی عاشق رشته والیبال بود و دی ماه پارسال هم به عشق والیبال با بچه های بنیاد مسکن تهران رفت خوزستان تا بازی های لیگ را برگزار کند...
... اما دایی غلام والیبال ما هم هیچگاه از خوزستان برنگشت و دی ماه بیرحم با همه سوز و سرمایش او رابرد پیش بزرگ والیبالیست روستای لسکوکلایه تا یک عمر دلواپسی های خود را با او تقسیم کند. 

خدابیامرزد آن ادیب معاصر را، دکترقیصر امین پور را می گویم، همین آبان سالگردش بود. او می گفت:

حرف‌های ما هنوز ناتمام ....تا نگاه می‌کنی
وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی!

پیش از آن‌که با خبر شوی
لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌ شود

آی .....
ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان
چقدر زود
دیر می‌شود!

به راستی که چه زود دیر می شود.عجب روزگاری  است این روزگار وانفسا، خداوندا، قطار آخرت چه تند و سریع می راند، تاچشم برهم می گذارید می بینید نزدیک ترین کسان تان بسان برق و باد ازکنارتان می گذرند و این قاب عکسی است که از آنان برروی طاقچه اتاق دلمان به یادگار می ماند.
روح تان شاد باد
حاج حسین، دایی غلام؛ شماها هیچگاه در تقویم تاریخ لسکوکلایه گم نخواهید شد.

 

 

/ 1 نظر / 35 بازدید
کیومرث

متاسفانه از دست رفته‌ها خیلی زیادند و بعضی‌ از آنها هم سرآمد بقیه‌اند مثل همین دو نفری که اسم بردی و عکس‌شون رو کار کردی. احترام و یادآوری مردان از دست رفته خیلی خوبه و تازه باعث تسلی خاطر بازماندگانشون هم می شه اما امیدوارم گاهی نگاهی به جشن‌ها (البته اگه برگزار بشه) هم داشته باشیم و از اون‌ها هم مطلب و عکس کار کنیم.