حال و هوای نوروز در روستاهای گیلان

 ... نمی دانم این دست مطالب را می خوانی چه چیزی در ذهنت تداعی می شود و چه حس عجیبی پیدا می کنی؛ اما به این می اندیشم  که قطار مدرنیته چه تند و بیرحمانه می راند و از کوچه پس کوچه های ذهن می گذرد و تمام  سنت های دوران نوستالژیک را با خود به دنیای خیال می برد!

گذشته های ما گرچه پررنج و درد بود اما در سنت های  آن صفا و صمیمیتی وجود داشت که الان تو قوطی هیچ عطاری پیدا نمی شود. برخی از سنت های دم عیدی روستاهای گیلان را بخوان شاید هم عقیده شوی .

   گله کار:

 تزیین و پوشش دیوار و کف اطاق خانه های گیلان چنین نبود که هست، هر خانواده( حتی مستاجر هر اطاق ) در یک روز اسفند ماه حصیرهای خانه را به حیاط می ریخت، زنبیل خاک رس ( خاک بعضی از زمینها رسی بود و چون زیر قیمت نداشت هرکس از هر جا می توانست خاک رس بردارد) در حیاط خانه می ریخت و مقداری آب ( پوست شلتوک) به آن می پاشید و لگد می زد (پا برهنه شبیه درجا زدن سربازان ) تا حالت ارتجاعی پیدا کند. آنگاه لایه ای از گل را با ماله ی چوبی به کف اطاق می کشید که پوشش آن صاف و تمیز شود چون هوای گیلان مرطوب است، «گل کار» در چند ساعت خشک نمی شد و حداقل سالی یک بار در اسفند ماه « گل کار » می کردند تا پستی و بلندی خاک کف اطاق همطراز شود.

عروسه کوله:

از شب چهارشنبه سوری به بعد، در رشت و حومه های شهر، شخصی را که عروس کوله می گفتند لباسهای قشنگ محلی (که دارای زینتهای فراوانی بوده) می پوشاندندو با عده ای از کودکان همراهش به رقص و پایکوبی ودست فشانی می پرداختند، شادی کرده و می گفتند :

« عروس کوله باوردیم جان دله باوردیم »

(یعنی عروس قشنگ و خوب و زیبا آوردیم. عروسی که محبوب و مطلوب دلهاست.) عروس کوله از کارهای نمایشی بسیار جالب و دوست داشتنی محلی برای همه است که نمایشگران آن عبارتند از:

1ـ عروس2ـ پیر بابو 3ـ غول 4ـ دیاره زن ( دایره زنگی

 نوروز خوانی در گیلان:

نخستین روزهای اسفند ماه نوروزخوانها به در حالی که خسته هستند، ولی با چهره ی گشاد و روحیه ی بسیار خوب. اینان بیشتر از مناطق رودبار به ویژه( جلگه ی سرسبز گیلان و مناطق کوهستانی دیلم می روند و لهجه ی خاص خود را دارند که این لهجه شباهت بیشتر به لهجه ی مردمان مناطق «شهر خورشید»(خورگام)، دیلمان، امام کجید، شوییل، کلیشم، اشکور بالا و پایین، سیار ستاق دارد که در کوچه ها شنیده می شود. نوروزخوانها سراسر خاک سرزمین گیل و دیلم را زیر پا می گذارند و نیز نیمی از بخش های مناطق کوهستانی و جنگلی استان مازندران را، بخش های عمارلو و تا مناطق کجور را که از لحاظ فرهنگی در یک خطه قرار گرفته اند درمی نوردند.آنها به ترجیع که می رسند، آن را دو نفری تکرار می کنند می خوانند.

در نوروزخوانی، که ترجیعش با باد بهاران آمده آغاز می شود، سطرهایی در ستایش یا نکوهش «صاحبخانه » می سرایند و گاه مقداری پول برنج، چای یا تخم مرغی را که می خواهند در شعر قید می کنند و چنین می خوانند:

«بخوانم من امام اولین را شه کشور امیرالمؤمنین را

وصی جانشین یعنی علی را به یاسین و الف لام و به فیروز

دهید مژده که آمد عید نوروز امام دومین هم دسته ی گل

شفاعت می کند او بر سر پل اما سومین شاه جهان است

بود نامش حسین شاه یگانه و . . . . »

آنها این اشعار را تا امام دوازدهم تکرار می کنند.

«امام دوازدهم مهدیش نام است تمامی کل عالم را امام است

بدانید حضرت صاحب الزمان است به یاسین و الف و لام و به فیروز

دهید مژده که آمد عید نوروز خدایا صاحبخانه را خوشحال گردان

جوانان را داماد گردان عروسش صاحب اولاد گردان

به یاسین و الف و لام و فیروز دهید مژده که آمد عید نوروز

هوا سرد است و بگرفته صدایم که چند تا تخم مرغ باشد دوایم

ایا همشیره ی فرخ لقایم بکش زحمت بیار عیدی برایم

جوانب خیر ببینید از دعایم و . . . . »

 نوروزخوانها که در گذشته خبردهندگان و پیام آوردن نوروز بودند، امروزه در بسیاری از مناطق روستایی و کوهستانی گیل و دیلم کار خود را ادامه می دهند. نوروزخوانها معمولاً در شب حرکت می کنند و فانوس و چراغی همراه دارند. از فانوس برای دیدن راه و از چماق برای زدن حیواناتی نظیر سگها و شغالها استفاده می کردند و از محله ای به محله ی دیگر و از خانه ای به خانه ی دیگر سر می زدند بنابراین نوروزخوانها در جلوی هر خانه شعرهایی برای خوشامد صاحبخانه می خواندند. مثلاً دعا می کردند پسرهای خانه داماد شوند و روزی سعادت و نیکبختی برای اهل خانه آرزو می کردند که صاحب خانه ها هم هدیه ای مانند تخم مرغ، برنج، شیرینی، پول و . . . به نوروزخوانها می دادند.

 کاشتن سبزه

ماه اسفند، ماه کاشتن دانه، غله هاست.در استان سر سبز گیلان همانند سایر استانهای کشور، کاشتن سبزه صورتی نمادین دارد امروزه در تمامی خانه ها رسم است که ده یا پانزده روز مانده به نوروز، در ظرف های کوچک و بزرگ و کاسه ها و بشقاب و کوزه ها، ابتدا گندم یا عدس و تخم شاهی و . . . را در ظرفی خیس می کنند. پس از آنکه این دانه ها جوانه زد، آن را در ظرف جداگانه ای می ریزند و روی آن را با پارچه های نازکی می پو شانند و اعتقاد دارند که اگر چشم ناپاکی بر آن افتد، سبزه رشد نمی کند و سبز نمی شود. سبزه هنگام تحویل سال نو به خوبی رشد کرده و به سفره ی «هفت سین زیبایی و طراوت خاصی می بخشد. مردمان سرزمین گیل و دیلم همانند سایر هموطنان کشورمان سبزه را تا آخرین روزهای تعطیلات نوروز (یعنی سیزده بدر) نگه می دارند و بعد آن را به آب روان رودخانه می سپارند.

 شیرینی پزان نوروز

10 الی 15 روز مانده به سال نو، اهالی ساکنین مناطق کوهستانی گیلان، شروع به پختن شیرینی های رنگی می کنند، ابتدا آرد را تفت می دهند و روغن به آرد اضافه می کنند و سپس شیره را هم به آن اضافه کرده و سپس با رنگ بر روی شیرینی(حلوا) می کوبند. شیرینی(حلوا) را به صورت دایره های کوچک درست می کنند و شکر، گردو و دارچین را نیز در آنم می ریزند. در این مرحله دایره ی کوچک دیگری از حلوا را بر روی این مواد می گذارند و آن را می کوبند. سپس حلوا را به چهار قسمت تقسیم می کنند. در منطقه ی ضیابر «شکری حلوا» درست می کنند و آن را به صورت بقچه تا می کنند، اما در مناطق تالش، به جای شکر، از عسل استفاده می کنند.

 چهار شنبه سوری

یکی از رسوم دیرینه ی گذشته ما ایرانیان، مراسم «چهارشنبه سوری» است که آخرین چهارشنبه ی سال انجام می گیرد و مقدمه ی نوروز است.

چهارشنبه سوری در گیلان، آخرین چهارشنبه ی هر سال شمسی است. در عصر امروز، بوته های خار را، کلوش ها و هیزمهایی که از مناطق جنگلی جمع آوری کرده اند، مشعل می کنند و از روی آن می پرند و می گویند: «سرخی تواز من، زردی من از تو» و این عمل را بشگون می گیرند. در کوهستانهای تالش، ماسال و در مناطق جنگلی، چهارشنبه سوری را «کولی کولی چهارشنبه» می نامند و در شب چهارشنبه سوری، در هفت نقطه و به طرف قبله، دسته های کاه می گذارند و هنگام غروب آتش می زنند و با پریدن از روی آتش می گویند:

«کولی کولی چهارشنبه» و عده ای نیز با تفنگ شلیک می کنند و بعد در کنار سفره ی شام می نشینند. در سفره ی شام معمولاً هفت نوع خورشت و خوراکی می گذارند. از جمله ماهی و ترش تره، فسنجان، سبزی و سیر و سرکه و شروع به خوردن می کنند. صبح «چهارشنبه سوری» مردم منطقه ی کوه نشین، یک نفر را به همراه یک بره ی کوچک به عنوان «خوش قدم» (پا سبک) یا «پا دموج» به خانه می آورند. عده ی زیادی از مردم گیلان اعتقاد دارند که در شب چهارشنبه سوری، دختران دم بخت را با جارو از خانه بیرون کنند و سپس یکی از بستگان میانجیگری می کند تا دختر را به خانه راه دهند. هدف از این کار به خاطر این است که دختر در سال جدید به خانه ی بخت برود.

 لباس عید

در گذشته در سرزمین گیل و دیلم، از فرا رسیدن عید نوروز معمولاً مردم لباسهای نو تهیه می کردند و هنگام تحویل سال نو، لباس نو می پوشیدند. زنان ثروتمند، بزاز مورد نظر خود را خبر می کردند و بزاز انواع پارچه ها را در چند بقچه می بست و به خانه ی آنان می رفت تا زنان پولداران و بزرگان شهر، هر چه را که می خواهند انتخاب کنند. ولی پدران فرزندان خود را به بازار می بردند و لباس دوخته و چاروق (کفش دوخته شده) برای آنان می خریدند. آنها سعی می کردند «تازه رخت دکونن» یعنی لباس نو بپوشند.

سفره ی هفت سین

یکی از آیین های نوروزی گیلان گسترده ی سفره ی هفت سین است. درباره ی این که چرا عدد «هفت» و همچنین حرف «سین» برای سفره ی نوروز انتخاب شده سخن بسیار گفته شده است.

بطور کلی عدد «هفت» عددی است مقدس به همین دلیل از این عدد در سفره ی نوروز استفاده می کنند. در سفره ی «هفت سین» هفت نوع رویدنی و فرا ورده های کشاورزی می گذارند و اعتقاد دارند گذاشتن روییدنیها بر سر سفره برکت را زیاد می کند و در واقع نوعی تبرک است. این فراورده ها با حرف سین آغاز می شود. مانند: سیب، سرکه، سبزه، سیر، سکه، سمنو، سماق، علاوه بر اینها، قرآن کریم، آینه، شمع، تخم مرغ رنگ کرده، شیرینی، نقل، ماهی قرمز را نیز دور سفره می چینند.معمولاً این سفره در خانه های مردم گیل و دیلم، تا روز سیزده بدر گسترده است.

اهالی ماسال و تالش بر سر سفره ی هفت سین «قیچی» هم می گذارند. در این مناطق هر کس که به دیدن اقوام و آشنایان دیگر می روند، قدری از سر سبزه ی سفره ی نوروزی را می چیند تا برکت زیاد کند و هنگام چیدن اعتقاد دارند که آن نین برآورده می شود. در میان خانواده های عزادار، رسم است که سفره ی هفت سین نمی چینند؛ بلکه از مهمانان با چای و خرما پذیرایی می کنند.

معمولاً در گیلان (بخصوص در منطقه ی تالش) حنا و لوازم سفره ی ختم را به عنوان هدیه ای برای سوگواران می برند و بر سر سفره شمع روشن می کنند تا سوگواران را از عزا در بیاورند.

 تحویل سال

در سرزمین گیل و دیلم هنگام تحویل سال مردم بیشتر در زیارتگاه ها و مکانهای مقدس و مساجد جمع می شوند و بعضی برسر مزار عزیزان خود می مانند تا حضور آنها را در زمان تحویل سال احساس کنند و با خواندن قرآن به استقبال نوروز بروند معمولاً کسانی که جوانی از دست داده باشند بر سر مزار جوان سفره ی هفت سین می چینند.

مردم گیلان هنگام تحویل سال لباس نو می پوشند. اگر تحویل سال در شب بود معمولاً افراد خانواده در داخل خانه می مانند و زن خانه با پارچ آب و شاخه ی درخت شمشاد و قرآن به دست در ایوان خانه منتظر تحویل سال می شود و بعد از اینکه سال تحویل شد، آیاتی از کلام ا. . . مجید می خواند بعد روی تمامی پاشنه ی درهای خانه شاخه ای از درخت شمشاد و مقداری آب می ریزد که این نشان دهنده ی سلامت و پاکیزگی است. این رسم بیشتر در مناطق کوهستانی اشکورات رودسر، کجید املش و نواحی لنگرود و لاهیجان بوده است.

در هنگام تحویل سال، تمامی چراغهای منزل و شمع سفره ی «هفت سین» روشن است و در بسیاری از نقاط گیلان اعتقاد به خوشقدم و «سبک پا» دارند و از قبل شخصی را که می شناسند انتخاب می کنند و آن شخص پس از تحویل سال اولین فردی است که با گل و شکوفه و شاخه ای از شمشاد و آینه قرآن و آب به خانه ی تک تک روستاییان می رود و گل شکوفه را بر طاقچه ای از خانه می گذارد و شمشاد را بر در خانه نصب می کند و آبی نیز در کنار در می ریزد و قرآن و آینه و آب را بر سر سفره ی هفت سین می گذارد.

اگر تحویل سال در نیمه ی شب باشد، همه بیدار می نشینند و اگر تحویل سال نزدیک صبح شد، معمولاً بچه ها با لباس نو می خوابند. مردم گیل و دیلم اعتقاد دارند که در موقع تحویل سال باید از غم و اندوه دور بود تا تمام سال غم و اندوه از آنها دور باشد.

 دید و بازدید در نوروز

دیدارهای نوروزی در سرزمین گیل و دیلم، از صبح اولین روز بهار آغاز می شود. در مناطق شرق گیلان در اولین روز معمولاً کودکان به طور دسته جمعی به دیدن بزرگان می روند. البته در حدود چهل و پنجاه سال پیش، هر کودکی کیسه ای (بمنظور جمع آوری هدایا) به گردن می انداخت و با چوبدستی که در دست داشت با دوستان دیگر به خانه ی بزرگان می رفت و عید را تبریک می گفت و هدایایی نظیر تخم مرغ رنگ کرده، شیرینی، نقل، پول عیدی می گرفت و در کیسه ای که به این منظور، مادر یا خواهر او برایش دوخته بودند به گردن می انداخت. کودکان معمولاً پس از گرفتن تخم مرغهای رنگی با یکدیگر بازی می کردند و هر کس برنده می شد، تخم مرغ دیگری را می گرفت بازی با تخم مرغ از رونق خوبی برخوردار بود. ( این رسم همچنان در برخی روستاهای جنوب گیلان و حتی مرکز این استان پا بر جاست.) هنگام نوروز، مردان در روز اول و زنان در روز دوم به دیدن بزرگان می رفتند. معمولاً سفره ی ناهار در تمام خانه ها آماده ی پذیرایی از مهمانان است که اگر هنگام ساعت ظهر به خانه ای می رسند، (همان جا مهمان اند) و چون دسته جمعی به دیدن بزرگان می روند، عده ای بسیار به عنوان مهمان در خانه ی همسایه ای برای صرف ناهار جمع می شوند.

معمولاً در اولین روز عید بزرگان محل و اکثر مردان بطور دسته جمعی به تک تک خانه ها سرکشی می کردند و در هر خانه حدود 5 الی 30 دقیقه توقف داشتند در سرزمین گیل و دیلم اگر افراد با همدیگر کدورت و کینه ای به دل داشته باشند معمولاً کینه و کدورت را کنار می گذارند و با هم آشتی می کنند. در ایام عید مردم به زیارت امامزاده ها هم می روند و دید و بازدیدهای نوروز، نوعی صمیمیت و یکرنگی را در میان آنان ایجاد می کند، کدورت ها را از بین می برد و باعث می شود افرادی را که نیز طی سال به دیدن هم نمی روند، حداقل سال نو (یک بار) هم دیگر را ببینند. تازه عروسها نیز در صبح نوروز برای دیدن پدر و مادر همسر آینده خود می روند و عید را تبریک می گویند. اهل خانه در این هنگام، گلاب می پاشند و تازه عروس عیدی خود را می گیرد و با هم سن و سالهای خود راهی می شود.

 سیزده بدر

از روز دوازدهم فروردین مردمان سرزمین گیل و دیلم خود را برای برگزاری مراسم «سیزده بدر» آماده می کنند که تهیه ی غذا به عهده ی زنان خانواده است. در روز سیزده بدر به دشت و صحرا و کوههای اطراف می روند و معتقدند که به این وسیله نحسی سیزده را بدر می کنند و یا به بیانی دیگر، با رفتن به دشت و دمن و کوه و جنگل به استقبال بهار و سبزه و شادی می روند.

در روز «سیزده بدر» مردم سرزمین گیل و دیلم به صورت گروهی، چند خانوار غذای ظهر را آماده می کنند و آجیل و خوردنی های سفره ی هفت سین را با خود برداشته و به دامان صحرا و طبیعت می روند و سبزه ی هفت سین را با خود برداشته و به آب روان رودخانه ها می سپارند. و به بازی کردن و دویدن، تاب خوردن، شوخی کردن و گره زدن سبزه می پردازند. (بعضی اعتقاد دارند «گره زدن سبزه» برای دختران جوان دم بخت شگون دارد و بخت آنها را باز می کند.) همچنین اعتقاد دارند که اگر 13 عدد سنگ را در روز «سیزده بدر» به رودخانه بیاندازند، حاجت آنها برآورده می شود.

در روستاهای لیل، خرما، اطاقور، حاجی سر لنگرود و بسیاری از روستاهای جنگلی، صبح روز سیزده بدر مردم و جوانان غذای ناهار خود را برداشته و با تفنگ و داس، تبر و سگهای شکاری در میدان ده جمع می شدند و با هم به شالیزارها می رفتند و با سر و صدای شلیک گلوله گرازها را از اطراف روستاها دور می کردند. در روستاها تعدادی از افراد، موسیقی محلی را با سرنا و نقاره می نواختند و بدین ترتیب جشن وشادمانی را به روستاها می آوردند که هنوز در بعضی از مناطق این آداب تا حدودی اجرا می شود ولی بطور کلی تعداد آنها نسبت به گذشته کم شده است. 

 منبع: شمال نیوز

/ 3 نظر / 48 بازدید
filtershekans

سلام دوست عزيز وبلاگ خوبي داري مطمئنم موفق بشي اگر کريو خاستي ميتوني به وبلاگم سر بزني بهت مجاني ميدم

مونوبلاگ

قوي ترين سيستم وبلاگدهي رايگان ايراني راه اندازي شد!! با ساخت وبلاگ در سيستم مونوبلاگ به صورت رايگان در صفحه اول گوگل قرار خواهيد گرفت و بازديد فوق العاده بالايي خواهيد داشت.... همين حالا به جمع مونوبلاگي ها بپيونديد براي ثبت وبلاگ به آدرس زير مراجعه کنيد www.monoblog.ir

شفيعي

با سلام واحترام دست مريزاد. بسيار عالي بود