گوشه ای از زندگی مردم زحمتکش لسکوکلایه قدیم (2)

درسلسله اطلاع رسانی از تحقیقات آقای جلال علیدوست در باره لسکوکلایه قدیم همانطوری که به خوانندگان محترم قول داده ایم هرهفته بخشی ازیافته های وی را ازطریق وبلاگ لسکوکلایه به سمع و نظرتان می رسانیم تا ضمن آشنایی با گذشته های دور لسکوکلایه بدانیم که بر پدران و مادران ما در زمان قدیم چه گذشته است.  

                                 کدخدایان ودهبانان لسکوکلایه

امروزه مسؤلیت اداری و سیاسی وعمرانی روستاها، از جمله لسکوکلایه،به عهده شوراهای اسلامی و دهیاری محل است‌ که به وسیله انتخابات محلی انتخاب می شوند و به صورت زیر مجموعه بخشداری و دهیاری کیاشهر یا دهستان های دهسر و دهکا عمل می کنند که لسکوکلایه زیر مجموعه دهسر می باشد.

ولی در گذشته دور، یعنی در زمان ارباب و رعیتی، روستاها ملک شخصی ارباب بوده و روستاییان روی زمین ارباب کار می کردند و از محول بدست آمده، سالانه قسمتی را به عنوان مال الاجاره به ارباب می دادند . مسؤل جمع آوری سهم ارباب از محصول مزارع ، شخص کدخدا بود که  توسط ارباب انتخاب می شد .
چه بسا که یک ارباب مالک چند پارچه آبادی بود و برای رسیدگی به امور روستاها، در هر روستا شخص با نفوذی را به سمت کدخدایی می گماشت و رابط بین ارباب و کدخدایان، با مباشر ارباب بود که معمولا شخصی بود که در شهر زندگی می کرد و با ارباب رابطه نزدیک داشت .
زمین های لسکوکلایه به علت وجود رودخانه سراسری که از سمت جنوب به طرف شمال، درمحل «تازه چای» به دریا وصل می شد، قسمت شرقی رودخانه اعم از پایین محله و بالا محله، ملک شخصی ارباب جمشیدخان مفخم محسوب می شد و مالک اولیه قسمت غربی «باقراف» نام داشت. سپس برادران خمسه ای یعنی میر عبدالحسین و میر جلال خمسه ای، قسمت غربی را از باقراف اجاره کردند و سال ها ارباب محل به حساب می آمدند .
اواخر دوره ارباب و رعیتی، یعنی حدود سالهای 40ـ 1330 مالک منطقه غربی قنبر خان چهارده ای
تذکر ـ نام بالا محله و پایین محله، به علت اختلاف سطح محل می باشد. یعنی محل‌نزدیکتر به دریا، در بیشتر روستاهای چند محله ای، به پایین محله موسوم است .

با توجه به اینکه کدخدا را ارباب یا مالک زمین انتصاب می کرد، پس در دو منطقه شرقی وغربی لسکوکلایه، کدخدایان جداگانه ای داشتیم. مثلا در قسمت غربی در زمانی که قنبرخان چهارده ای مالک بود، زمانی حاج حسین حیدری کدخدا بود و مدتی بعد دامادش حاج ابوالحسن مؤیدی به کدخدایی رسید.
زمانی هم حاج حسین حیدری پس از رفتن به آستانه، این منطقه را از قنبرخان اجاره کرد و خودش شد ارباب وکدخدا را خودش انتخاب می کرد و برای چند سالی برادرش حاج زکریا حیدری کدخدا بود .

پس از مرگ قنبرخان،مالک این قسمت لسکوکلایه شخصی بود به نام غروی که احتمالا لاهیجانی بود. روزی غروی برای سرکشی به لسکوکلایه آمد. شاید برای افزایش مال الاجاره یا نصب کدخدای جدید. چند نفر لسکوکلایه ای غیرتمند با نقشه ای اورا کتک زدند و قصد جانش را کرده بودند. آن افراد عبارت بودند از: مرحوم مرتضی دلسینا،مرحوم رستم محمدی و مرحوم علی اصغر اصغری .

مباشر قنبرخان که برای سرکشی ملک به لسکوکلایه و روستاهای دیگر می آمد، شخصی فوشازده ای بود به نام سید جواد رضایی

تذکر ـ نظام ارباب و رعیتی در سال 1341 با انقلاب سفید شاه و ملت برچیده شد و روستاییان مالک زمین شدند و اربابان در صنایع بزرگ کشور سرمایه گذاری کردند .

زمین های قسمت شرقی لسکوکلایه هم سالها در اجاره حاج طاهر شفیعی بود که از جمشیدخان مفخم اجازه کرده بود. یا زمانی دیگرحاج حسین حیدری علاوه بر قسمت غربی، قسمت شرقی راهم از جمشیدخان در اجاره داشت .
کدخدای جمشیدخان در لسکوکلایه، سالها رمضانعلی بیغم بود. وقتی که حاج حسین حیدری این قسمت را از جمشیدخان اجاره کرد، داماد خواهری خودش، یعنی حاج ابوالحسن مؤیدی را کدخدای این قسمت قرار داد و پسرش علی اکبر مؤیدی، منشی کدخدا یعنی منشی پدرش بود .

پس از برچیده شدن نظام ارباب و رعیتی،مسؤلیت سیاسی واجتماعی روستاها با « دهبان » محل بود و برای اولین بار، اسماعیل حیدری، پسر حاج زکریا حیدری به دهبانی لسکوکلایه انتخاب شد که با فرمانداری شهرستان در ارتباط بود. دومین دهبان، کربلایی حسین اکبری، سوم، مرتضی نقدی پور و چهارم، حاج قاسم شفیعی بود که تا سال 1357 ، از بین رفتن نظام شاهنشاهی دهبان لسکوکلایه بود .

حاج منصور محمدی ( منبع اطلاعات نگارنده ) متولد 1307 می باشد که در زمان دهبانی کربلایی حسین اکبری، چند سال میراب محل بود. ایشان براثر اختلافات محلی، در سال 1345 از لسکوکلایه به تهران رفت. در حالی که خانواده اش در محل بودند و برادران خانمش ( علی اصغر و علی آقا اصغری ) مواظب خانواده اش بودند.

 حاج منصور  در شرکت سهامی کف داروگر به کار مشغول شد. پس از مدتی خانواده اش را هم به تهران برد. ایشان سی سال صادقانه در شرکت داروگر کار کردند و پس از بازنشستگی دوباره به لسکوکلایه برگشته و در حیاط خانه قدیمی خود، خانه ای جدید ساخت و در آن زندگی می کند .
 به نظر ایشان، بی نظمی های محلی لسکوکلایه بالا و پایین و تغییر مسیر نهر آب و چند مورد مشابه دیگر، در زمان دهبانی مرتضی نقدی پور شزوع شده است .    
عمده ترین واقعه ای که دراین زمان اتفاق افتاد و لسکوکلایه بزرگ را ازپیشرفت نسبی باز داشت این است که :
در سال 1345 راه آسفالته کناره از حسن رود انزلی تا چمخاله لنگرود احداث شد . سپس راه آسفالته لاهیجان به کنار دریا، در نقشه ها از لسکوکلایه می گذرد و در لب دریا به جاده کناره متصل می شود. در حالیکه عده ای با زرنگی یا رشوه دادن توانستند در هنگام اجرای نقشه، از محل دهشال جاده را منحرف کنند تا از دهکا بگذرد و در محل انبارسر به راه کناره وصل شود. بنابر این لسکوکلایه با آن همه عظمت، در حاشیه قرار گرفت و درنتیجه آنانی که دستشان بهدهنشان می رسید، کم کم از آن کوچ کرده و به آستانه یا رشت و لاهیجان هجرت کردند و کسانی که باقی ماندند، برای انجام کارهای بزرگ در محل ناتوان هستند .
 هنوز هم در نقشه های چاپ شده در کتب درسی و غیره، لسکوکلایه بر روی راه شوسه لاهیجان به کنار دریا قرار دارد و عملا چنین نیست و جاده چهل سال قبل از دهکا گذشت .

 

/ 3 نظر / 47 بازدید
حجت تیرداد

با سلام وخسته نباشی.خواستم ازاین طریق از زحمات و تلاشهای بی شایبه آقای علیدوست که تحقیقات ارزشمندشان را با طیب خاطر دراختیار همگان و بخصوص دانشجویان علاقمند قرارداده ومیدهند تشکرنموده و یک خسته نباشید جانانه تقدیمشان نمایم.

جلال علیدوست

از لطف شما ممنونم، لسکوکلایه برای همه ی لسکوکلایه ایهاست.. اطلاعاتی را که از لسکوکلایه قدیم بدست آورده ام بر خود وظیفه میدانم که به اطلاع همه برسانم. زحمات آفای شفیعی هم بسیار قابل تقدیر است.

کیومرث

سلام، اینجا جای خوبی برای تبادل نظرهاست. شاید در طول سال حتی یک بار هم فرصت نشود با هم گپی بزنیم و حال و احوالی کنیم اما نظر دادن و نظر شنیدن و خواندن از این پنجره، لذت‌بخش و خوشاینده. امیدوارم همه هم‌ولایتی‌هام سالم و تندرست و شاد باشند.